تبليغاتX
نوشتارها - تکمله نقد رمان (3)
 
حرفی از آن هزاران کاندر عبارت آمد
 
   *** رمانهای ایرانی

1.      آثار دولت آبادی

2.      آثار سیمین دانشور

3.      آثار صادق هدایت

4.      آثار جلال آل احمد

5.      بیوتن از امیرخانی (یک بار تکرار)

6.      من او از امیر خانی

7.      شاهدخت سرزمین ابدیت از آرش حجازی

8.      روی ماه خداوند را ببوس از مصطفی مستور

9.      استخوان خوک و دستهای جذامی از مصطفی مستور

10.  مشی و مشیانه از محمد محمد علی

11.  درخت انجیر معابد از احمد محمود

12.  مدار صفر درجه از احمد محمود

13.  زمین سوخته از احمد محمود

14.  سمفونی مردگان از عباس معروفی

15.  سال بلوا از عباس معروفی

16.  پیکر فرهاد از عباس معروفی

17.  بازی آخر بانو از بلقیس سلیمانی

18.  کافه پیانو از فرهاد جعفری

19.  جای خالی سلوچ از محمود دولت آبادی

20.  جزیره سرگردانی از سیمین دانشور

21.  ساربان سرگردان از سیمین دانشور

22.  باغ بلور از محسن مخملباف

23.  دل فولاد از منیرو روانی پور

24.  بوف کور از صادق هدایت

25.  آتش بدون دود از نادر ابراهیمی

 

  *** رمانهای خارجی

1.      نان و شراب  از اینیاتسیو سیلونه ترجمه محمد قاضی

2.      ربه کا  (یکبار تکرار)

3.      بر باد رفته

4.      دزبره

5.      مسیح باز مصلوب

6.      جنگ و صلح از تولستوی (یک بار تکرار)

7.      زنگها برای که به صدا درمی آیند

8.      خشم و هیاهو از فاکنر

9.      دن آرام از شولوخوف ترجمه به آذین

10.  در جستجوی زمان از دست رفته از مارسل پروست

11.  راز فال ورق  از یوستین گوردر

12.  سفر به انتهای شب از سلین

13.  عقاید یک دلقک از هاینریش بل

14.  ناتور دشت از سلینجر

15.  گتسبی بزرگ از فیتزجرالد

16.  پیرمردی که داستان های عاشقانه می خواند

17.  پوست انداختن از کارلوس فونتس

18.  صد سال تنهایی از گابریل گارسیا مارکز

19.  خانم دالاوی از ویرجینیاولف

20.  نوشتن همین و تمام از مارگریت دوراس

21.  بادبادک باز از خالد حسینی

22.  پدران و پسران  از تورگینیف

23.  مرشد و مارگریتا از بولگاکف

24.  بارهستی از میلان کوندرا

25.  مرگ فروشنده از آرتور میلر

26.  تهوع از سارتر

 **چند نکته

این آمار ساده و ابتدایی بیانگر بخشی از ذوق ادبی خوانندگان محترم وبلاگ است و در مورد آن چند نکته گفتنی است:

1.      این ها صرفا نظرات خوانندگان محترم است و نویسنده وبلاگ فقط منتقل کننده آنهاست

2.      در میان آثار موجود هیچ نامی از رمانهای تجاری و عامه پسند نیست. آیا خوانندگان محترم هیچ علاقه ای نسبت به خواندن رمانهای کسی مثل دانیل استیل و قرینه های وطنی آن ندارند؟ یا پای مصلحت اندیشی هایی در میان بوده است؟  اینجا حکایت آن پادشاه یادم آمد که خیاطش لباسی «نامرئی» برای او دوخته بود و ادعا کرده بود هر که این لباس را نبیند، شخصیت ناسالمی دارد و پادشاه مجبور شد لخت و عور در دربار ظاهر شود و همه درباریان از ترس متهم شدن به ناسالمی مجبور شدند همرنگ جماعت شوند و بگویند چه لباس قشنگی! در حالیکه پادشاه عریان بود. آنجا تنها یک کودک (به معنای سمبلیک آن توجه کنید) فریاد زد چرا پادشاه عریان است؟ غرض اینکه گاهی می شود که ما (من + دیگران) حکایت همان درباریان را داریم. مثلا اینجا هیچ نامی از رمانهای پائولو کوئیلو نبود؟ آیا هیچکدام از خوانندگان محترم رمانهای او را نخوانده بودند و هیچ قابل توجه نیست؟ من کیمیاگر و و رورنیکا تصمیم می گیرد بمیرد را از او خوانده بودم و اتفاقا جالب بود برایم و خواندنی. یا مثلا ساعاتی زیادی از وقتم صرف خواندن رمانهای دانیل استیلی می شود و از آنها هم لذت می برم. در حالیکه در وبلاگم دائما نویسندگان آنها را سرزنش می کنم. این گونه رمانها خوانندگان بسیار زیادی دارد. این مساله البته جای بررسی دقیق تر دارد که گاهی ذوق چیزی می خواهد و دانش ادبی چیزی دیگر می طلبد. 

3.      در خواندن رمانهای تجاری دهه هفتاد و هشتاد متوجه شدم که تعداد زیادی رمان منتشر شده که چند ویژگی مشترک دارند:

الف) همه یا اکثر آنها گزارش یک عشق شکست خورده بودند و چون نفس تجربه  روایت می شد پردازش بعد عاطفی رمان خوب بود و اثرگذار.

ب) همه یا اکثرشان به صیغه اول شخص مفرد روایت می شد.

ج) اکثر آنها اولین و آخرین اثر نویسنده بود.

 د) بیشتر حسب الحال و خاطره نویسی بود تا رمان به معنای مصطلح و دقیق کلمه

هـ) میانگین سنی نویسندگان آنها بین 18 تا 25 سال بود. بله باور کنید بین 18 تا 25 سال.

و) آمار نویسندگان خانم در این گروه بسیار بیشتر از نویسندگان آقا بود. در مجموعه ای که من بررسی کردم هشت به یک.

ز) تعداد و تیراژ این رمانها از رمانهای هنری غالبا و بسیار بیشتر بود.

بدین ترتیب یک شاخه رمان در دو دهه گذشته روانه بازار شده با این مشخصات فنی:

الف) رمان نیست، خاطره است که چون طولانی شده به این نام شهرت یافته است

ب) زبان آنها غالبا بیمار، غیر سالم و تقریبا همه جا غیر هنری است.

ج) از منظر عاطفی بیشتر تخلیه احساسات منفی و انتقام جویانه نویسنده در هیات یک نوشتار عاطفی اثرگذار است و مصداق کامل یکه به قاضی رفتن. نتیجه تربیتی این رمانها تقویت حالات و احساسات مالیخولیایی در خوانندگان است و جنبه زندگی سازی آنها بسیار کم است. روحیه غم و تزریق اندوه به بدنه فرهنگ ویژگی شاخص آنهاست و نوعی اعتیاد به غم را در خواننده ایجاد می کند. 

د) حاصل احساسات و بلوغ نازک نوجوانی است تا ذهن فرهیخته.

هـ) زوایه دید، شخصیت پردازی، حادثه های داستانی، گره های داستانی، دیالوگ شخصیتها در آنها غالبا غیر هنری و تابع منطق خاطره نویسی است.

و) اگر این نویسندگان را جدی بگیریم و آنها خودشان را جدی بگیرند در آینده می توان منتظر ظهور چهره های خوب رمان نویس ایرانی شد. با این حال، در فهرست بالا هیچ نامی از این دست رمانها مشاهده نمی شود. نمی دانم این را هم به حساب همان لباس پادشاه بگذارم یا فرهیختگی خوانندگان محترم.  

4.      در نوشتار پیشین که عمده تمرکز سخن بر روی «آفرینش جهان اثر» بود دوستان خواننده مرتب می خواستند سخنانم را با نمونه همراه کنم. حتی پائولو کوئیلو در آفرینش این جهان کاملا موفق است و مثلا در رمان ورونیکا تصمیم می گیرد بمیرد نمونه خوبی از این موفقیت را می توان مشاهده کرد. رمان تاریخ اثر ماندگار الزا مورانته نیز از این نوع است. رمان در جستجوی زمان از دست رفته مارسل پروست نیز از نوعی دیگر در آفرینش جهان اثر موفق است. از ایرانیها بوف کور نمونه عالی ای است.

 

  نوشته شده در  جمعه چهاردهم فروردین 1388ساعت 10 قبل از ظهر  توسط سید مهدی زرقانی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM