|
|
|
|
|
به «قیصر» شعر مدرن ایران:
جاده باز بغض کرده است از عبور دردناک رهگذر. باز وقت رفتن است. مي روي و من هنوز مثل روزهاي پيش از اين پر از نگفتنم و تو پر از شنيدني. حرفهاي گفته و نگفته را مثل بغض در گلو قورت مي دهم.
فکر مي کنم که روزهاي ما چه بي خيال و زود زود از کنار لحظه هاي ما وزيد و رفت. «حرفهاي ناتمام ما» چه دير دير تا به پرتگاه چشم مان رسيد و ماند.
ما هميشه منتظر تا به روز جمعه اي، شنبه اي، سه شنبه اي حرفهاي ناتمامِ تا گلو رسيده را بازگو کنيم. جمعه ها گذشت. شنبه ها گريخت. سه شنبه هاي نازنين از کنار ما پريد و رفت. «حرفهاي ناتمام ما» ولی هنوز مانده مثل بغض در گلو.
جاده باز بغض کرده است از عبور دردناک رهگذر. . .
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه پنجم آبان 1387ساعت 0 قبل از ظهر توسط سید مهدی زرقانی
|
|
||