تبليغاتX
نوشتارها

من

در هر نفسی

محنتی می بینم  

و بر آن

شکری واجب

چون

«مفرّح ذات است و ممدّ حیات».

+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 5 بعد از ظهر توسط سید مهدی زرقانی |

                                                               شور شیرین

نيمه سياسي يک سيب

هيچ­گاه برایم وسوسه انگیز نبوده است

آنگاه که کرم­ها در سيب­ها مي­لولند.

 

من پیوسته در حسرت سيبي سوخته­ام

که طعم دل­انگیز تو در آن جاری باشد

اي شور شیرین

آزادي!

                                                                               خرداد ۸۸

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388ساعت 3 قبل از ظهر توسط سید مهدی زرقانی |

زبان در رمان ایرانی

1.      این سخن درستی است که «انسان در زبان زندگی می کند و جهان هر کس به اندازة زبان اوست». مفاهیم، ایده­ها و پدیده­ها وقتی برای ما قابل فهم می­شوند که در هیأت زبان درآیند و ما بدون زبان نمی توانیم «تصور» یا «تصدیقی» دربارة چیزی داشته باشیم. پس فهم هستی، مدیون و نیازمند زبان است. زبان شناسان تقسیم­بندی دقیقی از زبان دارند که به کار ما هم می­آید. آنها، آن صورت زبان را که به مثابه «نظامی کلی» در ذهن جمعی اهل زبان حضور دارد، Language می­نامند و آن صورتی را که هر کس از آن مجموعه کلی در اختیار دارد، parol نامیده­اند. نسبت اولی به دومی، مثل نسبت دریاست به یک کوزه­ آب که ما از آن برمی­داریم. حال هر چه این کوزه بزرگتر باشد، بهرة ما از دریا بیشتر و به همان نسبت فهم ما از هستی گسترده­تر است. مفاهیم، ایده ها و پدیده­های هستی درlanguage  جاری است و سهم ما از آن به اندازة کوزة آبی است که از آن برگرفته­ایم. زبان البته فقط محدود و منحصر به نظام الفبایی نمی­شود و انواع و اقسام نظام­های نشانه­ای که در عالم وجود دارد، همه و همه اجزای زبان هستند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم خرداد 1388ساعت 12 بعد از ظهر توسط سید مهدی زرقانی |