تبليغاتX
نوشتارها

                                     نقدی بر رمان ایرانی

 

۱  . در نوشتارهای پیشین به مناسبت دو باردرباره رمان مطالبی نوشتم (بنگرید به درباره نقد ادبی شماره 7 و شماره ۶). این نوبت در ادامه آنها نکته انتقادی دیگری درباره رمان ایرانی عرض می کنم.

  1. شش ماهی که گذشت به مناسبتی بیشتر اوقاتم مستغرق در خواندن رمان بود. تصمیم گرفتم آثار برجسته از رمان نویسان مشهور را بخوانم. ابتدا از رمانهای ایرانی آغاز کردم. از هوشنگ گلشیری شازده احتجاب را خواندم، از عباس معروفی سمفونی مردگان، سال بلوا و پیکر فرهاد را که جایزه بین المللی هم نصیبش شده بود. از منیرو روانی پور اهل غرق و کولی کنار آتش را. از زویا پیرزاد چراغ ها را من خاموش می کنم و عادت می کنیم را و تعداد زیادی از رمانهای نویسندگان نه چندان مشهور. افزون بر این مجموعه، آثار شاخص رمان ایرانی را ـ مثلا آثار دولت آبادی، سیمین دانشور، احمد محمود، صادق چوبک و صادق هدایت، بزرگ علوی، آل احمد که خیلی ها می گویند اصلا رمان نویس نیست ـ قبلا خوانده بودم و آنچه در پی می آید مشمول آنها نمی شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387ساعت 3 بعد از ظهر توسط سید مهدی زرقانی |