تبليغاتX
نوشتارها

غلبه فرهنگ شفاهی: آفت فرهنگ ما

۱. در مطالعات مردم­شناسي، ادبيات عاميانه (folk literature) بخشي از فرهنگ عامه (folklore) است. اصطلاح اخير نخستين­بار توسط آمبرويز مورتن در سال 1885 به ­کار برده ­شد. حوزة پژوهش اين شاخه، شامل مطالعة اسطوره­ها، افسانه­هاي تاريخي و مذهبي، باورها، داستان­هاي حماسي و رمانتيك، ترانه‌ها، ضرب­المثل­ها، قصه­ها، شوخي­ها و حتي بازي­هاي كودكانه مي­شود. به اين معنا، کل ادبيات فارسي در زمره ادبیات عامیانه قرار می گیرد. آن­گاه که اين مجموعه توسط نخبگان به هيأت نوشتارهاي ادبي در مي­آيد، ديگر ادبيات عاميانه نيست بلکه تبديل به «ادبيات رسمی» (polite literature ) مي­شود. خاستگاه بسیاری از آنچه ادبیات رسمی نامیده می شود، همان بخشی است که ما ادبیات عامیانه می نامیم.   


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم دی 1387ساعت 12 بعد از ظهر  توسط سید مهدی زرقانی  | 

                                              عبور از مرز اخلاق در زبان

منظورم از «اخلاق» در عنوان این نوشتار، مجموعه ارزشهای پذیرفته شده توسط خرد جمعی قوم است. نظام ارزشی­ای که زندگی اجتماعی را در جهت بلوغ شخصیتی جهت می دهد و توسط دین، عرف یا قانون ابلاغ شده و مورد قبول عموم قرار گرفته است. عبور از این نظام ممکن است چند وجه داشته باشد. نخست، وجه «جامعه­گرای انتقادی». در این صورت، تا آنجا که به ادبیات مربوط می­گردد، اگر این عبور حیثیت هنری به خود گیرد، نوع ادبی متعال «طنز» را پدید می­آورد. بر این اساس طنز عبارت است از عبور از مرز اخلاق زبانی، به قصد «اصلاح اجتماعی» و با کیفیت برخوردار برخوردار از وجه هنری. مثلاً حافظ آنگاه که در ستایش می و مستی سخن می گوید و ارزشهای دینی را زیر سوال می برد، از مرز اخلاق زبانی عبور می کند، قصدش انتقاد اجتماعی است و کلامش حیثیت هنری دارد. این دقیقاً نقطه ای است که طنز حافظانه شکل می گیرد. چنانکه در سطح دیگری و بگونه ای دیگر همین وضعیت را در کلام عبید زاکانی می توانیم سراغ بگیریم. داستانهای رکیک مثنوی که در آنها این عبور به عریان ترین شکل اتفاق افتاده، حیثیت هنری غزل حافظ را ندارند و به همین علت «مقبولیت و مشروعیت» شعر او را هم کسب نکرده اند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه یکم دی 1387ساعت 0 قبل از ظهر  توسط سید مهدی زرقانی  |